ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
168
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
گردد پهلوانى آزموده هستم ، پس عامر با او مبارزه كرده و گفت : بتحقيق اهل خيبر دانسته كه من عامرم . ( 1 ) مردى با سلاح تمام و پهلوانى فرو روندهء در هلاكتها ، پس ميان آنان دو بار زد و خوردى شد ، و شمشير مرحب به سپر عامر واقع شد ، عامر رفت كه سپرش را اصلاح كند ، شمشيرش به طرف خود برگشته رگ حيات او را بريد كه جانش در او بود ( يعنى با همان بريدن رگ اكحل كشته شد ) در آن وقت گروهى از ياران پيامبر خدا ( ص ) مىگفتند : عمل عامر باطل شد ، زيرا او خودش را كشت ، من با حال گريان به پيش پيامبر خدا ( ص ) آمده و گفتم : اى پيامبر خدا آيا عمل عامر باطلشد ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : كيست كه اين سخن را مىگويد ؟ گفتم : گروهى از ياران تو اين طور مىگويند ، فرمود : كسى كه اين سخن را مىگويد دروغگو مىباشد بلكه عمل عامر دو ثواب دارد . سپس پيامبر خدا ( ص ) مرا بسوى على فرستاد ، و او بيدار شده در حالى كه درد چشم داشت . پس پيامبر ( ص ) فرمود : امروز علم را بدست مردى مىدهم كه خدا و پيامبر او را دوست مىدارد ، و او خدا و پيامبرش را دوست مىدارد ، و او را به سوى پيامبر مىآوردم در حالى كه درد چشم داشت تا آن كه به پيش پيامبر خدا رساندم آب دهانش را به چشم على ماليد ، و او بهبودى يافت ، بعد علم را بعلى عطا كرد و مرحب بيرون آمده و مىگفت : بتحقيق اهل خيبر دانسته كه من مرحبم با سلاح تمام و پهلوانى آزموده هنگامى كه آتش جنگ شعلهور گردد ، پس على عليه السلام فرمود : من آنم كه مادرم مرا حيدره ناميد ، مانند شير بيشهها سر سخت و با شدتم كه شما را با صاع پيمانه مىكنم مانند پيمانهاى كه از چوب سندرة مىسازند گفت : على ( ع ) به مرحب ضربتى زد و سر او را شكافته و كشت ، و فتح خيبر با دست تواناى على ( ع ) بود .